آشنایی با خطای ادارکی وضعیت نامطلوب در شرط بندی – خطای ادراکی وضعیت نا مطلوب یا دیسپازیشن افکت یکی از خطا های رایج شرط بندان است که می تواند هنگام شرط بندی پروسه ی تصمیم گیری منطقی را با اختلال مواجه کرده و در نهایت جلوی ثبت شرط های موفق را به کل بگیرد. با شناخت این خطای ادراکی روانشناختی می توان آن را شناسایی کرده و هنگام تصمیم گیری از آن دوری کرد.
اگر دوست دارید درباره ی این نوع خطای ادراکی اطلاعات بیشتری داشته باشید و تاثیرات آن را در شرط بندی ها بشناسید و با استراتژی های موثر برای دوری از این خطای رایج آشنا شوید به خواندن این مطلب ادامه دهید.
خطای وضعیت نا مناسب به طرز فکر جهت داری گفته می شود که افراد گرفتار به آن را مجبور می کند مدت بسیار زیادی به باخت های شان بچسبند و دارایی هایی را که برنده شده اند را با سرعت بالایی به فروش برسانند.
در دنیای شرط بندی زمانی که شرط بندان برای مدت زیادی سعی کنند تا با بت زنی های زیاد و پی در پی باخت های شان را جبران کنند و برای این کار به صورت غیر منطقی از پول ها و سود شرط های موفق خود استفاده بکنند، می گوییم دچار خطای ادراکی وضعیت نا مناسب شده اند. معمولا افرادی که نمی توانند باخت را قبول کنند بیشتر از دیگران در معرض گرفتاری به این خطای ادراکی می باشند.
برای مقابله با خطای وضعیت نا مناسب یا دیسپازیشن افکت بهتر است اول از همه مکانیزم اثر گذاری این طرز فکر را بر روان انسان ها مورد بررسی قرار دهیم. حس بیزاری از باخت، بزرگ ترین دلیل گرفتاری به این خطا توسط افرادی است که به جای تمرکز روی برد های شان، در اکثر مواقع به باخت های خود فکر می کنند. در نتیجه ی چنین حسی، این قبیل از افراد از لحاظ روانی و عاطفی اسیر باخت های شان می شوند و کل انرژی شان را صرف این می کنند تا باخته های خود را جبران کنند.
عدم پذیرش حس پشیمانی یکی یگر از حس هایی است که بر اساس آن برخی از افراد به خاطر ترسی که از اقرار به گرفتن تصمیمات غلط دارند، سعی می کنند با گرفتن تصمیمات دیگر، عواقب تصمیمات غلط قبلی خود را به حداقل برسانند و حس پشیمانی ای که دارند را به هر قیمتی که شده کم تر کنند.
تاثیرات خطای ادراکی وضعیت نامطلوب بر شرط بندی ها
شاید باورش برای تان سخت باشد که این خطای ادراکی تا چه حد می تواند برای افراد علاقه مند به شرط بندی گران تمام شود. در واقع با گرفتاری به این خطای ادراکی و وابستگی به وضعیت های نامطلوب، افراد به قدری ذهن شان را درگیر باخت های شان می کنند که دیگر نمی توانند فرصت های ارزشمند واقعی برای ثبت شرط های موفق را تشخیص داده و ضرر و زیان خود را به صورت واقعی جبران کنند.
از طرفی دیگر با نقد کردن بی حساب و کتاب سود های حاصل از شرط های برنده ی خود، سعی می کنند که از آن ها به عنوان سرمایه ای برای ثبت شرط های جدید برای جبران باخت های شان استفاده کنند که در این جا نیز به خاطر قدرت پایین مغز در گرفتن تصمیمات منطقی به خاطر درگیری عصبی، معمولا نمی توانند شرط های موفقی را به ثبت برسانند و در نتیجه پول شرط های موفق خود را نیز در بلند مدت از دست می دهند.
استراتژی های موثر برای مقابله با اثرات خطای ادارکی وضعیت نامطلوب در شرط بندی
تعداد زیادی از افراد علاقه مند به شرط بندی کل زندگیشان را صرف پیدا کردن یک سیستم بی عیب و نقص و یک فرمول مخفی برای موفقیت در شرط بندی و کسب سودهای بزرگ در بلند مدت می کنند. سوال اینجاست که آیا واقعا چنین سیستمی وجود دارد؟ واقعیت این است که با تحقیقات گسترده و تحلیل های آماری و آزمون و خطا می توان شرط های با ارزشی را پیدا کرد ولی این شرط ها هم به هرحال درصد پایینی احتمال شکست خواهند داشت.
اپلیکیشن های شرط بندی موبایل و خدمات آن ها
یکی از سیستم ها ی رایج شرط بندی “مارتینگل” نام دارد. بزرگترین مشکل سیستم های شرط بندی، وابستگی شدید آن ها به الگوهای ریاضی و احتمالات است؛ سیستم مارتینگل هم از این موضوع مستثنا نیست. مارتینگل یک سیستم قانونمند است، ولی متاسفانه همیشه نتایج مطلوبی به دنبال ندارد. برای درک بهتر ایراد سیستم مارتینگل باید ابتدا نحوه ی کار این سیستم را ارزیابی کنیم.
برای درک روش کار این سیستم، بهتر است سراغ موقعیت هایی با ضرایب 50/50 و شانس پیروزی برابر برویم. گزینه های قرمز و سیاه رولت و یا پرتاب یک سکه مثال های مناسبی برای این کار هستند. هدف سیستم مارتینگل، شرط بندی روی یک نتیجه و دوبرابر کردن سرمایه ی شرط بندی بعد از هربار باخت است. برای مثال، اگر سرمایه ی شرطی 1 واحد باشد و آن شرط ببازد، سرمایه ی شرط بعدی 2 واحد خواهد بود. در صورت باخت شرط دوم، سرمایه ی شرط سوم دوبرابر شده و برابر 4واحد خواهد بود و این روند بدین ترتیب ادامه خواهد داشت. با دوبرابر کردن سرمایه ی شرطی با ضرایب یکسان، یک شرط برنده می تواند تمامی ضرر و زیان شرط های قبلی را جبران کرده و اندکی سود به دنبال داشته باشد.
مثال:
فرض کنید 5 شرط یک نفر، به طور پشت سرهم به باخت محکوم شوند و سپس شرط ششم این فرد به موفقیت ختم شود:
همانطور که می بینید سود این شرط بسیار ناچیز ولی تضمینی است. مشکل سیستم مارتینگل این است که به افراد این حس را القا می کند که بعد از هربار باخت، شانس موفقیت شرط بعدی افزایش پیدا می کند. ریاضیدان ها به سادگی می توانند به شما توضیح دهند که از این خبرها نیست. در مجموعه ای از شرط های 50/50، هر شرط، مستقل از شرط های قبلی است و شانس برد و باخت یک شرط هیچگاه عوض نشده و نتیجه کاملا تصادفی است.
در سیستم مارتینگل، اگرچه سیستم به شما وعده ی پیروزی و جبران باخت ها را می دهد ولی مشکل اصلی اینجاست که این سیستم نمی تواند مشخص کند که این پیروزی پس از چه تعداد باخت و دوبرابر کردن سرمایه ی شرط ها نصیب شما خواهد شد. برای مثال، اگر شما یک سکه را پشت سرهم به مدت 12 ساعت پرتاب کنید، هیچ نظم و ترتیبی در روند رخداد نتایج شناسایی و مشاهده نخواهید کرد. احتمال دارد نتیجه ی 15 پرتاب پشت سرهم، خط باشد، با این وجود، نتیجه ی پرتاب بعدی همچنان تصادفی بوده و 50% احتمال شیر آمدن وجود دارد! نه بیشتر! نه کمتر! جالب است بدانید که وضعیت هر پرتاب انجام شده در این 12 ساعت دقیقا به همین شکل خواهد بود.
اگر 15 شرط مان به طور پیاپی در سیستم مارتینگل ببازند چه اتفاقی می افتد؟
مثال:
15 شرط یک بازیکن پشت سرهم باختند:
تا اینجا، این بازیکن 32767 واحد روی 15 شرط بازنده سرمایه گذاری کرده است. حال این مقدار را در مقیاس پول واقعی تصور کنید و فرض کنید که نتیجه ی شرط بعدی هم نامشخص باشد.
خوشبختانه شرط شانزدهم فرد موردنظر مان برنده می شود.
32767 ( سرمایه کل 15 شرط اول) + 32768 (شرط شانزدهم) = 65535
همانطور که می بینید سود این شرط بندی تنها 1 واحد بعد از سرمایه گذاری با 65535 واحد است. استفاده از سیستم مارتینگل علیرغم داشتن سرمایه ای بزرگ برای بازی، محدودیت هایی برای کاربران دارد و سود به دست آمده در آخر در برابر سرمایه و زمان صرف شده بسیار کوچک و ناچیز است. در مثال بالا اگر سرمایه ی فرد شرط بند کمتر از 65000 واحد بود، وی دیگر نمی توانست شرط نهایی را ثبت کند و به خاطر همین مساله 32767 واحد سرمایه و پول خود را از دست می داد. اگر این بازیکن صرفا 200 واحد برای بازی داشت، بعد از 7 باخت پیاپی کل سرمایه ی خود را از دست داده و از بازی برکنار می شد.
محدودیت های سیستم مارتینگل تنها به میزان سرمایه های فردی برای بازی محدود نمی شود و سایت های پیش بینی و واسط های شرط بندی نیز محدودیت های خاص خودشان را برای هر بازی تعریف می کنند. همین موضوع یکی دیگر از بزرگترین معایب سیستم مارتینگل است که به ناکارآمدی سیستم می افزاید.
هیچ سیستم ساده ای برای شرط بندی وجود ندارد
نحوه ی کار سیستم فیبوناچی
آیا زنجیره ی فیبوناچی در شرط بندی کارآیی دارد؟
اگر به شرط بندی علاقه مند باشید، حتما نام استراتژی فیبوناچی را شنیده اید. این یک سیستم صریح شرط بندی است که افراد زیادی در بازی های خود از آن استفاده می کنند. شاید با شنیدن نام این روش فکر کنید که با استراتژی عجیب و غریبی رو به رو هستید، ولی واقعیت کاملا عکس این قضیه است. فیبوناچی یک روش بسیار آسان در دنیای شرط بندی است که با استفاده از این روش می توانید با شرط بندی روی برابری، بر میزبان و سایت های پیش بینی برنده شوید.
فرضیه
فیبوناچی یک سیستم شرط بندی مترقی (افزایشی) بسیار ساده است که در سال 2007 در مقاله ی فراگسیکو آرچونتاکیس و ایوان اوسبورن برای اولین بار مطرح شد. در این روش، کافیست روی نتیجه ی برابر شرط بندی کنید. در صورت باخت شرط، شرط دیگری ببندید و این کار را تا رسیدن به پیروزی ادامه دهید.
سیستم شرط بندی فیبوناچی دو قانون دیگر دارد. برای استفاده از این سیستم، ضرایب باید بالای 2.6 باشند و سرمایه های افزایشی شرط بندی باید از زنجیره ی فیبوناچی تبعیت کند. در ادامه این سوال پیش می آید که “زنجیره ی فیبوناچی چیست؟”
زنجیره ی فیبوناچی
این یک زنجیره ی مشهور است که برای درک آن کافیست به ریاضیات رجوع کنید. فرمول این زنجیره بدین شکل است:
N3=N1+N2
همانطور که می بینید، طبق این فرمول، عدد بعدی این زنجیره، مجموع دو عدد قبلی (بعد از دو عدد اول مشخص شده) آن است.
به زبان ساده تر، زنجیره ی فیبوناچی به شکل نمونه ای از زنجیره ی 1،1،2،3،5،8،13،22 می باشد. شما می توانید از این میان دو عدد را انتخاب کرده، با هم جمع کنید و ببینید که عدد بعدی برابر مجموع دو عدد قبل اش است.
چرا روی برابری؟
از این زنجیره برای مشخص کردن سرمایه ی شرط بندی، بر اساس سرمایه ی اولیه ی خود، استفاده خواهید کرد. اگر سرمایه ی اولیه ی شما برابر 5 باشد، زنجیره ی شروط شما برابر 5،5،15،20،35،55،90 و … خواهد بود. همانطور که می بینید در این سیستم سرمایه ی شرط ها در بازه ی زمانی کوتاهی با داشتن شرط های بازنده به سرعت افزایش پیدا می کنند.
حالا ببینیم که هدف از شرط بندی روی برابری چیست؟ از آنجایی که پیش بینی نتیجه ی برابر در مسابقات فوتبال سخت ترین کار برای سایت های شرط بندی است، افراد علاقه مند می توانند از این فرصت استفاده کرده با پیش بینی چنین نتیجه ای سود خوبی به دست آورند. البته نتایج برابر برای سایت های پیش بینی بسیار سودآور هستند زیرا اکثر افراد روی پیروزی تیم میزبان یا مهمان شرط بندی می کنند و از ثبت شرط روی نتیجه ی پر ریسک برابری دوری می کنند.
فراوانی برابری
در فصل بازی های لیگ برتر سال های 2017 و 2018، 26% مسابقات با نتیجه ی برابر به پایان رسیدند. بیایید نگاهی به نتایج 5 فصل لیگ برتر و درصد نتایج برابر مسابقات بیاندازیم.
میانگین این 5 فصل، 24.2% است. در واقع احتمال رویارویی با نتیجه ی برابر در هر چهار مسابقه برابر یک بوده است. اگر در اینجا، با سرمایه ی 1 واحد شرط بندی خود را شروع کنید، در واقع با هفت واحد در زنجیره ی فیبوناچی (1،1،2،3) شرط بندی می کنید.
همه ی سیستم های مترقی شرط بندی یک ایراد اساسی دارند. ایراد کار این است که این سیستم ها نمی توانند نتیجه ای را 100% پیش بینی کنند. از طرفی دیگر، این سیستم ها به گونه ای طراحی شده اند که محدودیتی برای سرمایه ی شما در نظر نمی گیرند. شاید کل سرمایه ی شما در شرط 7 ام تمام شود و نتوانید تا 90 شرط بندی برای جبران ضرر و زیان و باخته های خود انجام دهید؟ اگر چنین باشد، 135 واحد سرمایه تان در این سیستم قربانی می شود.
نحوه یکار سیستم های مترقی (افزایشی) مثبت و منفی در شرط بندی
اکثر سیستم های شرط بندی نوعی از سیستم های مترقی هستند. با استفاده از این سیستم ها برای رسیدن به هدفی مشخص می بایست از یک سری قوانین و دستورالعمل ها پیروی کرد. برای مثال، استفاده از مجموعه ای از سرمایه های برنامه ریزی شده در یک سری شرط ها و یا دو برابر کردن سرمایه ی شرط بعدی تا رسیدن به 4 پیروزی و غیره، همه و همه جزئی از برنامه های سیستم های مترقی هستند که دنبال می شوند. بکارگیری سیستم های مترقی در اکثر مواقع بسیار ساده است. البته نباید از قوانین منحصر به فرد هر یک از این سیستم ها غافل شد. هیچ سیستم شرط بندی ای نمی تواند موفقیت شما را صددرصد تضمین کند. تصادفی بودن و غیرقابل پیش بینی بودن مهم ترین و جدایی ناپذیر ترین ماهیت نتیجه ی هر رخداد و شرط است. برای مثال، بهترین سناریو در یک مسابقه ی تنیس این است که شما شانس 50/50 برد و باخت داشته باشید. هر شرط بندی ای همیشه با ریسک همراه خواهد بود. حال اگر بخواهید با هر شرط، سرمایه ی خود را افزایش دهید، ریسک بیشتری به جان می خرید.
قوانین همیشه مفید هستند
اگر سیستم های شرط بندی نمی توانند به دست آوردن سود را تضمین کنند، پس به چه دردی می خورند؟ هدف از طراحی این سیستم ها، ارائه ی برنامه ای برای ثبت شرط های با ارزش است. با استفاده از این سیستم ها می توان برنامه ای دقیق برای استفاده از سرمایه ی بازی مشخص کرد.
قوانین سیستم های شرط بندی از ثبت شرط های هیجانی و احساسی جلوگیری می کنند. خیلی طبیعی است که افراد پس از چند باخت متوالی استرس بگیرند و سعی کنند با ریسک های بزرگ تر باخت هایشان را دنبال کنند که البته این یک اشتباه بزرگ است و در اکثر مواقع فقط به میزان باخت ها می افزاید. هدف سیستم های شرط بندی محدود کردن شما به یک سری دستورالعمل ها و جلوگیری از چنین فجایعی است.
وقتی با مفاهیم مثبت و منفی روبه رو می شویم، به طور غریزی به این نتیجه می رسیم که منفی چیز بدی است که باید از آن دوری کرد و مثبت مطلوب و خواستنی است. البته در اینجا این واژگان چنین معنایی ندارند و از آن ها صرفا برای اشاره به دو گونه سیستم شرط بندی مترقی با کارکرد متفاوت استفاده می کنیم.
فرق این دو در چیست؟
سیستم مترقی مثبت= افزایش سرمایه بعد از هر برد/ کاهش سرمایه بعد از هر باخت
سیستم مترقی منفی= کاهش سرمایه بعد از هر برد/ افزایش سرمایه بعد از هر باخت
نظریه ی مثبت
دو ایده ی مختلف پشت سیستم های مترقی مثبت وجود دارند. هدف یک سیستم مترقی مثبت، کسب حداکثر سود از بردهای پیاپی و کم کردن سرمایه هنگام باخت و حداقل کردن میزان ضرر و زیان در باخت های پیاپی است.
یک نمونه ی ساده و آشکار از سیستم های مترقی مثبت از قانون شروع سرمایه گذاری با پایه ی 10 واحد (در ضرایبی با پول برابر؛ مناسب برای دوبرابر کردن) پیروی می کند. بدین ترتیب که در صورت موفقیت شرط اول، 10 واحد دیگر به سرمایه ی شرط بعدی اضافه می شود. در صورت پیروزی شرط دوم، دوباره 10 واحد به سرمایه ی شرط بعدی اضافه می شود و این روند تا باختن یک شرط ادامه پیدا می کند. در صورت باختن یک شرط نیز، همه چیز به حالت اولیه برمی گردد و این فرآیند از اول و با سرمایه ی پایه دوباره شروع می شود.
این نمونه ای از یک سیستم مترقی مثبت بر اساس سیستم پارولی است. البته پیروزی در چندین شرط پیاپی و کسب سود از آن ها به معنای ادامه دار بودن این روند نخواهد بود. هر شرطی احتمال باختن دارد و هیچ سیستمی نمی تواند جلوی این واقعیت را بگیرد.
نظریه ی منفی
ایده ی پشت سیستم های مترقی منفی چیست؟ این ایده بر عکس سیستم های مثبت است و با فرض اینکه بلاخره شرطی موفق به ثبت خواهد رسید، می بایست پس از هر باخت، سرمایه ی شرط بعدی را تا جایی افزایش داد که در صورت رسیدن به شرطی موفق، تمامی باخت ها جبران شوند. البته همه ی این ها در تئوری خوب به نظر می رسند. کافیست سرمایه ی شرط ها را تا رسیدن به یک شرط موفق افزایش دهید تا بلاخره برنده شوید، چون به هر پیروزی در مقطعی در انتظار شماست! البته همه ی این ها به شرطی امکان پذیر خواهد بود که سرمایه و بودجه ی بازی شما نا محدود باشد! اگر شما با 10 واحد شرط بندی خود را شروع کرده و بعد از هر باخت آن را دوبرابر کنید و در 5 شرط پیاپی ببازید، برای ثبت شرط ششم نیاز به بودجه ای برابر 320 واحد خواهید داشت.
البته اگر بخت یارتان باشد و پشت سرهم برنده شوید، همه چیز به نفع شما خواهد بود. ولی اگر اوضاع خوب پیش نرود، ریسک کار خیلی زیاد می شود و در اوضاع پر استرسی قرار می گیرید.
محدود بودن سرمایه، یکی از بزرگ ترین ضعف های سیستم های مترقی است. ایراد دیگر این سیستم ها مقوله ی سفسطه ی قمارباز است. متاسفانه فرضیه ی پشت اکثر سیستم های شرط بندی مشهور مانند سیستم مارتینگل این است که فرد شرط بند سرمایه ی نامحدودی برای بازی دارد و این موضوع که با دوبرابر کردن سرمایه ی شرط ها بعد از هر باخت، بلاخره در مقطعی سرمایه ی لازم برای ادامه ی کار تمام خواهد شد، در این سیستم ها نادیده گرفته شده است.
مقوله ی سفسطه ی قمارباز هم یکی دیگر از مسائلی است که هنگام کار با سیستم های مترقی زیاد پیش می آید و افراد شرط بند فکر می کنند اگر 5 بار پشت سرهم باخته باشند پس احتمال پیروزی شرط ششم زیاد خواهد بود و کاملا تصادفی و مستقل بودن هر شرط از دیگری را فراموش می کنند.
نحوه کار سیستم شرط بندی دالامبرت – یک سیستم مترقی ساده
امروزه سیستم های شرط بندی زیادی وجود دارند که شناسایی مناسب ترین آن ها و آزمون و خطای همه شان عملی نیست. اگر تازه کار هستید و دنبال یک سیستم مناسب برای فعالیت های شرط بندی تان می گردید به شما توصیه می کنیم که سیستم Contra D’Alembert را امتحان کنید. دالامبرت یک سیستم مترقی مثبت بسیار ساده و صریح است که قوانین آسانی دارد.
کونترا دالامبرت چیست؟
اسم این سیستم ازجین بپتیزل لا راند دالامبرت، نام یک ریاضیدان فرانسوی گرفته شده که به خاطر عقاید اشتباهش در تاریخ شهرت بسیاری دارد. او بر این باور بود که هر چه در یک پرتاب سکه نتیجه “شیر” بیاید، احتمال “خط” آمدن نتیجه ی بعدی بیشتر خواهد بود. البته این موضوع کاملا اشتباه است زیرا شانس هر نتیجه 50/50 و مستقل از نتیجه ی قبل است که این موضوع به خوبی به اثبات رسیده است.
از این باور امروزه به عنوان سفسطه ی قمارباز یاد می شود. اگر شما هم جزو کسانی هستید که فکر می کنید نتایج شرط های قبلی تان تاثیری بر نتیجه ی شرط بعدی خواهند داشت، سخت در اشتباه هستید. به هرحال دالامبرت سال ها پیش با این باور یک سیستم مترقی منفی معرفی کرد که اساس سیستم امروزی را تشکیل می داد.
نحوه ی کار سیستم
همانطور که گفتیم، دالامبرت یک سیستم مترقی ساده و مثبت است که دو قانون اصلی دارد. اول، باید تصمیم بگیرید که واحد پایه ی سرمایه ی شرطتان چقدر باشد. از آنجایی که در ادامه ی سیستم از این موضوع استفاده خواهید کرد، باید تصمیم درستی برای آن بگیرید. بنابراین اگر در شروع کار سرمایه ای برابر 200 یورو داشته باشید، بهتر است بین 2درصد تا 5 درصد سرمایه تان را برای این کار در نظر بگیرید. به عنوان نمونه ، 5% این مقدار برابر 10 واحد سرمایه خواهد شد.
در شرط بندی های ورزشی، انتخاب ضرایبی با پول یکسان برای بکارگیری اکثر سیستم های شرط بندی امری ضروری است.
قانون اول: سرمایه ی شرط بندی را بعد از پیروزی افزایش دهید
اگر شرط اول تان برنده شود، سرمایه ی شرط بعدی را تنها یک واحد افزایش دهید. بنابراین اگر با یک واحد 10 دلاری شرط بندی کردید، سرمایه ی شرط بعدی تان 20 دلار خواهد شد. در صورت پیروزی شرط دوم، یک واحد پایه ی دیگر به سرمایه ی شرط سوم اضافه کنید. در اینجا این مقدار برابر 30 دلار خواهد شد و این روند بدین ترتیب ادامه پیدا می کند.
قانون دوم: سرمایه ی شرط بندی را بعد از باختن کاهش دهید
اگر شرط تان ببازد، سرمایه ی شرط بعدی را به اندازه ی یک واحد پایه کم کنید. به همین سادگی! بنابراین اگر شرطی با سرمایه ی 40 دلار را باختید، سرمایه ی شرط بعدی شما 30 دلار خواهد بود. اگر این مقدار تا سرمایه ی اولیه تان کم شد (در این مثال تا 10 دلار)، بازی را با سرمایه ی پایه تا رسیدن به یک شرط برنده ادامه دهید.
آشنایی با خطای ادراکی اوستریچ در شرط بندی
چرا نمی خواهیم از اخبار بد با خبر شویم؟ این موضوع چه تاثیراتی بر زندگی روزمره و پیش بینی های ورزشی ما دارد؟
احتمالا به گوش شما هم خورده است که کبک یا شترمرغ که نام لاتین آن اوستریچ است، هنگام رویارویی با خطرات به جای فرار، سرش را زیر خاک یا برف می کند و فکر می کند با بستن زاویه ی دیدش، حیوانات مهاجم هم او را نمی بینند. البته باید بدانید که این داستان افسانه ای بیش نیست. دیده شده که این پرندگان هنگام مواجه شدن با شکارچیان بی حرکت باقی می مانند تا شکارچی متوجه حضورشان نشود، ولی برخلاف افسانه ای که شنیده اید، هنگام احساس خطر، هرگز سرشان را زیر خاک فرو نمی برند.
شترمرغ ها معمولا هنگام جستجو برای غذا این کار را انجام می دهند و شاید همین حرکت به پیدایش چنین افسانه ای منجر شده است. واقعیت این است که در اکثر مواقع این پرندگان هنگام مواجه شدن با حیوانات درنده، فرار را به قرار ترجیح می دهند.
اگرچه “پدیده ی اوستریچ” مبنای واقعی ندارد ولی امروزه از این نام برای اشاره به زمان هایی استفاده می شود که در آن ها افراد سعی می کنند به مزحک ترین شکل ممکن از یک سری واقعیات تلخ فرار کنند و یا به عبارتی خودشان را برای فرار از مشکلات، به کوچه ی علی چپ بزنند.
این عنوان برای اولین بار در سال 2006 توسط دو اقتصاددان به نام های اورلی سید و دان گالای مطرح شد. این دو اقتصاد دان معتقد بودند که “سرمایه گذارانی که وانمود می کنند شرایط پر ریسک اقتصادی علنا وجود خارجی ندارند تا با خیال راحت کارشان را پیش ببرند” دچار “پدیده ی اوستریچ” هستند.
سید و گالای با مطالعه ی بازار ثابت درآمد کشور اسرائیل به این نتیجه رسیدند که در تمام بخش های بازار سهام، دارایی های “در جریان” ارزش بیشتری از سایر دارایی ها دارند. این یافته ها از آن زمان به بعد دیدگاه خیلی ها را به بازار بورس و سهام تغییر داند.
“دارایی در جریان” به چه گفته می شود؟
یک “دارایی در جریان یا Liquid Asset” به کالایی گفته می شود که به راحتی خرید و فروش می شود. برای مثال، سهام اپل به شدن در جریان است زیرا هزاران سرمایه گذار تمایل به خرید و فروش سهام آن دارند. “دارایی های ثابت یا illiquid Asset” به کالاهایی گفته می شود که مردم تمایل کمتری به خرید و فروش آن ها دارند؛ مانند عتیقه جات”.
سید و گالا در تحقیقاتشان سهام دولتی اسرائیل و سهام خصوصی بانک های آن را مورد بررسی قرار دادند. آن ها در این تحقیقات به این نتیجه رسیدند که سهام دولتی (دارایی در جریان) ماهیت خرید و فروش در هر بازه ی زمانی را دارند، این در حالی بود که سهام خصوصی بانک ها (دارایی های ثابت) چنین ماهیتی نداشتند و فقط پس از گذشت یک سال از زمان خرید آن ها، فروش شان امکان پذیر بود (در غیر این صورت، سرمایه گذار متحمل پرداخت خسارت می شد).
علت پیدایش این پدیده چیست؟ سید و گالای با توسعه ی پژوهشات خود سعی کردند به این سوال جواب مناسبی پیدا کنند. این دو اقتصاددان با بررسی عوامل و متغیرهای زیادی از جمله ( هزینه های جانبی، جریمه های برداشت، مالیت و غیره) به این نتیجه رسیدند که تنها توضیح منطقی برای با ارزش تر تلقی شدن “دارایی های در جریان”، “پدیده ی اوستریچ” است.
سید و گالای به این نتیجه رسیدند که در شرایط بی ثبات بازار، سرمایه گذاران اغلب ترجیح می دهند روی سهامی سرمایه گذاری کنند که از میزان ریسک آن ها اطلاع کمتری دارند تا به راحتی بتوانند احتمال وجود ریسک را نادیده بگیرند و زندگی عادی خود را بدون استرس ادامه دهند. این افراد علاقه ی کمتری به سرمایه گذاری روی بازارهایی دارند که میزان ریسک آن ها به صورت روزانه گزارش شده و مورد نقد کارشناسان قرار می گیرد.پ
در سال 2009، تعریف اثر اوستریچ توسط نیکلاس کارلسان و جرج لاونشتین توسعه یافته و موارد زیر هم به آن اضافه شدند:
زمانی که سرمایه گذاران از جستجوی اطلاعات کافی مالی درباره ی سرمایه گذاری هایشان به خاطر دوری از ترس و استرس دوری کنند و یا به عبارت دیگر، زمانی که افراد در شرایط بی ثباتی بازار، به صورت آگاهانه از اخبار اقتصادی دوری کنند، به پدیده ی اوستریچ دچار می شوند.
در ادامه به چندیدن مثال اثرات پدیده ی اوستریچ در زندگی روزمره و شرط بندی های ورزشی می پردازیم:
چگونه می توان جلوی از خطای ادراکی اوستریچ را گرفت؟
همانطور که می دانید، بازار بورس و پیش بینی ورزشی شباهت های زیادی دارند (البته تفاوت هایشان هم زیاد است). احتمالا این اتفاق برای شما هم افتاده باشد که در پیش بینی های ورزشی خود سعی کرده باشید برای دوری از استرس یا انرژی منفی، خیلی از اطلاعات موجود و در دسترس را نادیده بگیرید.
واقعیت این است که اگر بخواهید در دنیای شرط بندی موفق شوید باید بتوانید به روز ترین اخبار و آمار را دنبال کنید و بر اساس این اطلاعات شرط های تان را به ثبت برسانید و باور کنید که راه دیگری برای پیروزی جز این وجود ندارد! موفقیت در دنیای شرط بندی هرگز راحت به دست نمی آید!
سوال های پر تکرار (FAQ)
چطور می توان جلوی اثر خطای ادراکی وضعیت نا مطلوب را در شرط بندی گرفت؟
برای دوری از این اثر روانشناختی غلط باید آن را بشناسید و سپس یک برنامه ی شرط بندی دقیق برای خود تعیین کنید. سپس باید بی طرفانه درباره ی گزینه های شرط تصمیم گیری کنید و حتما توقعات واقعی از نتیجه ی شرط بندی های تان داشته باشید و در آخر می بایست مهارت های مدیریت پول و سرمایه ی خود را تقویت کنید.
چرا خطای ادراکی وضعیت نا مطلوب در شرط بندی منجر به ضرر و زیان می شود؟
از آن جایی که با گرفتاری به این خطای ادراکی نمی توانیم باخت های مان را قبول کنیم، مدت زمان زیادی را صرف جبران شرط های بازنده ی خود خواهیم کرد و فرصت های ارزشمندی را که می توانستیم با آن ها پول برنده شویم را از دست خواهیم داد. این موضوع در مدت زمان طولانی می تواند شرط بندان را با ضرر و زیان چشمگیری مواجه کند.
مفهوم نفرت از حس پشیمانی از باخت در شرط بندی چیست؟
نفرت از حس پشیمانی در شرط بندی باعث می شود که به جای تمرکز روی ثبت شرط های برنده، روی جبران ضرر و زیان حاصل از شرط های بازنده تمرکز کنید. این موضوع با گذر زمان کاری با روح روان شما می کند که کاملا به حس باختن شرط ها وابسته بشوید و آن را تکرار کنید.
چطور می توانیم در شرط بندی اهداف واقع گرایانه ای داشته باشیم؟
برای این کار اول از همه باید بپذیریم که هیچ فرد حرفه ای نمی تواند در دنیای شرط بندی هرگز نبازد! در واقع باخت بخش جدایی ناپذیر شرط بندی ها به شمار می آید. بنابراین باخت های خود را بپذیرید و از دنبال کردن آن ها دوری کنید. هرگز فکر نکنید به راحتی می توانید یک شبه پول دار شوید. بهتر است در بلند مدت به کسب سود های کوچک و دائمی کفایت کنید و البته مهم تر از همه، منضبطانه شرط بندی کنید!
آشنایی با شرط های فول کاور در پیش بینی های ورزشی - شرط فول کاور…
آشنایی با شرط های پیش بینی های ترکیبی و شرط های پیش بینی ساده -…
آشنایی با شرط های ایف کش ( If Cash ) در سایت های پیش بینی…
آشنایی با شرط های ATC در پیش بینی های ورزشی - کارشناسان تنظیم کننده ی…
آموزش شرط بندی روی مسابقات ورزش دوچرخه ی سرعتی - اگر چه قوانین پایه ی…
آموزش شرط بندی روی رقابت های ورزش والیبال - والیبال در حال حاضر پنجمین ورزش …